1-1-42-1- شرح موضوع

اگرچه عواملي كه در بخش عمومي و خصوصي در تصميم گيري استراتژيك دخالت دارند تقريباً مشترك و مشابه مي باشند، اما هدف در هر عامل و فرآيند عمليات تا حدودي متفاوت است.

به عنوان مثال، محيط بازار در هر دو مطرح مي باشد اما در بخش عمومي تخصيص منابع از محل هزينه هاي عمومي و براي خدمات دهی رایگان انجام مي گيرد، در صورتي كه در بخش خصوصي  منابع بر اساس نرخ بازگشت سرمايه و چگونگي بازگشت آن مورد نظر و ملاحظه قرار مي گيرد.

در تمامي كشورها (اعم از توسعه يافته و توسعه نيافته، با گرايش به نظام تمركزي يا بازار) موسسات عمومي كماكان فعاليت هاي اصلي و حساس جامعه را به عهده دارند و به عنوان ابزار كنترل كننده خط مشي ها و استراتژي هاي بخش دولتي در جامعه فعاليت مي كنند.

بوزمن[1]  مدعي است كه كليه سازمان ها عمومي هستند و اين نشان دهنده نوع رفتارآنها است. سطح انتظار عمومي جامعه از اين سازمان ها عملكرد آنها را تعيين مي كند. به همين دليل واژه عمومي را براي آنها استفاده مي نمائيم. به همين خاطر، تفاوت درجه حاكميت دولت روي سازمان ها است كه آنها را از يكديگر تفكيك پذير مي نمايد. به همين خاطر مديريت استراتژيك براي كليه سازمان ها قابليت كاربرد دارد، اگر چه بخش عمومي معادل بخش دولتي نيست و سازمان ها در بخش هاي مختلف از جمله سازمان هاي تجاري، سازمان هاي عمومي و سازمان هاي عام المنفعه مي توانند سازمان دهي گردند (بوزمن،1987).

وجوه تمايز بين سازمان هاي عمومي و خصوصي را مي توان براساس فاكتورهاي تفاوت هاي محيطي، محدوديت ها، انگيزه و محركه هاي اصلي فعاليت و فرهنگ بر شمرد. بن­ و­گاوس(1983)[2]  تفاوت سازمان هاي عمومي و خصوصي را در سود و زيان دانسته اند كه براي يكي جنبه عمومي و براي ديگري جنبه فردي پيدا مي كند و نسبت به امنيت و درجه عملكرد سازمان براي جامعه و يا افراد سنجيده مي شود(لوین و همکاران[3]،1976).

ريني(1989)[4]عوامل متمايز كننده بخش هاي عمومي و خصوصي را ارائه نموده است. نظر وی سبب شد تا طبقه بندي براساس محيط، تبادلات و مشخصه هاي فرآيند و يك سري سرفصل هاي ديگر نيز بیان شود كه بتواند تفاوت ها را بين بخش هاي عمومي و خصوصي و غير انتفاعي مشخص نمايد. در جدول زیر تفاوت هاي اين سه گروه آورده شده است.

جدول1  : محورها و حوزه هاي اختلاف بخش هاي عمومي، خصوصي و عام المنفعه

                       بخش ها

 

عوامل محيطي

بخش خصوصي بخش عام المنفعه بخش عمومي
بازار رفتار خريد مشتري ها بازار را              تعيين مي كند بازار با تركيبي از  مجموعه هاي نظارت كننده و رفتار خريد مشتريان شكل مي گيرد مجموعه هاي نظارت كننده در بازار دخالت دارند
با رقابت بين سازمان ها سرويس مورد نظر ارائه مي شود. با ارائه امتيازات پنهان و آشكار سرويس مورد نظر در محيط بازار  تامين  مي شود. با همكاري بين سازمان ها سرويس مورد نظر ارائه مي شود.
سرمايه گذاري از محل درآمد ناشي از خدمات انجام مي شود. سرمايه گذاري با تلفيقي از تخصيص بودجه و درآمد سرويسهاي خدماتي و يا اخذ ماليات تحقق مي يابد. سرمايه گذاري از طريق تخصيص بودجه انجام  مي گيرد. (خدمات رايگان است)
اطلاعات بازار اغلب موجود است. اطلاعات بازار بوسيله همكاري ها بدست مي آيد. اطلاعات بازار اغلب موجود نيست.
علائم بازار واضح است. علائم بازار ممكن است واضح يا نامشخص باشد. علائم بازار ضعيف است.
محدوديت ها استقلال داخلي و انعطاف پذيري تنها با قانون و روابط داخلي محدود مي شود. پيمانكاران استقلال داخلي و انعطاف پذيري را     محدود مي كنند (براي مثال، پزشكان در يك بيمارستان، كاربران يك مركز هنر نمايشي) حكم ها و ممنوعيت ها، استقلال داخلي و انعطاف پذيري را محدود مي كند.
نفوذ سياسي به طور استثناء از نفوذ سياسي استفاده  مي شود (بدون ملاحظات خاص) براي معامله با پيمانكاران به واسطه نياز دارد. براي مقابله با نفوذ و دسيسه و كمك به مذاكرات به واسطه نياز دارد.
نفوذ سياسي به صورت غير مستقيم اعمال مي شود. نفوذ سياسي  به صورت غيرمستفيم اعمال مي شود نفوذ سياسي از سوي مسئولين و پيمانكاران اعمال مي گردد.
مبادلات      
جبر مصرف اختياري و پرداخت براساس ميزان استفاده شده صورت مي گيرد. مصرف اختياري و پرداخت براساس ميزان استفاده   نشده صورت مي گيرد. مردم بايد سرمايه گذار و بهره بردار، خدمات سازمان ها باشند.
فشار ارتباط محدود سازماني با تاثير اجتماعي اندك اصول مورد توافق مستقل از قوانين دولتي مي تواند ارتباطات اجتماعي را محدود كند. گستره وسيعي ار ارتباطات سازماني با تاثير اجتماعي قابل ملاحظه.
آراء عمومي مي تواند ايده ها و فرآيندهاي توسعه اي را تفكيك كند. ايده ها و فعاليتهاي توسعه اي به صورت دوره اي مورد بازبيني قرار مي گيرد. نمي تواند ايده ها و فرآيندهاي توسعه اي را از هم تفكيك نمايد.
مالكيت مالكيت به سهامداران تعلق دارد كه تمايلاتشان براساس شاخص هاي مالي بيان مي شود مالكيت براي ايجاد پيشرفت در عملكرد سامزان به خود كارمندان واگذار مي شود (به طور مثال: پزشكان بيمارستان) شهروندان اغلب به عنوان مالك مطرح مي شوند و توقعاتشان را درباره فعاليتهاي سازمان و نحوه اجرا و هدايت آنها اعمال مي نمايد.
تعداد كمي از صاحبان سرمايه در كنار سهامداران قرار مي گيرند تعداد صاحبان سرمايه زياد است صاحبان سرمايه در همه جا حضور دارند.
اهداف اهداف واضح است و براساس آنها توافق به عمل آيد. اهداف چندگانه است و به سختي اولويت بندي مي شوند و ارزيابي ها به مشاجره منتهي مي شود. اهداف پيچيده شده و مشخص كردن آنها امري مشكل و بعضاً با هم ناسازگار هستند.
ملاحظات رشد اقتصادي حاكم است.

 

تركيبي از عدالت اجتماعي و رشد اقتصادي در نظر گرفته مي شود. ملاحظات عدالت اجتماعي حاكم است.
محدوديت اختيارات تحقق وابسته به مجموعه هايي است كه توانايي انجام دارند. تحقق وابسته به امنيت مورد توافق پيمانكاران است (مثلاً پزشكان بيمارستان) تحقق براساس سرمايه هايي كه فراتر از كنترل رهبري است
مديريت سازمان كاملاً مستقل از تاثيرات محيط خارجي است مديريت سازمان در يك چهارچوب مشخص مسئوليت دارد. مديريت سازمان تحت پوشش دولت است.
بدون محدوديت محدوديتها به واسطه نقشها و رويكردهاي سنتي حاصل مي شود. محدوديتها به واسطه نقش فعاليتهاي بخش عمومي ايجاد مي شود.
سطح بازدهي مطلوب واضح و ثابت براي يك دوره طولاني، عامل فوريتها و ضرورتها است نحوه عملكرد منشاء هاي مختلف دارد، ماداميكه يك ديدگاه مشترك بوجود نيايد ضرورت تلقي مي شود. يك جريان مبهم و غير ثابت با انتخابات و انتصابهاي سياسي تغيير مي كند، عامل ركود و بيكاري است.
انگيزه ها و مشوق ها مالي انتظارات براساس معيارهاي حرفه اي ايجاد مي شود. محرمانه بودن شغل، مسئوليت و قدرت، به رسميت شناختن، نقشها و وظايف

منبع:همان

سطح ملي عموماً روي مردم و انتظارات، ارزش ها و اهداف كلان و سياست هاي كلي حساسيت خواهد داشت .تفاوت عمده بين دو بخش در اثربخشي است . بخش عمومي [5]به دنبال رضايت و تحقق ماموريت عمومي است وبخش خصوصي[6] ، بدنبال منافع و سود بيشتر مي باشد.

1-1-42-2- ابعاد مشکل ساز و راه حل

اطلاعات فوق به میزانی در درک تفاوت ماموریت سازمان ها کمک می کند. اما نظر به اینکه محور این کتاب شرکت های جامعه است، محوریت ایجاد منافع پایدار برای ذینفعان به تفکیک سازمان ها کمک شایانی می کند. البته تفکیک سازمان ها از این جهت در عمل کار راحتی نیست. زیرا ممکن است ماموریت آنها به صورت دقیق در عمل پیاده نشده باشد.

سازمان ها را می توان برحسب نوع ماموریت کلانی که دارند دسته بندی نمود. آنچه برای فرایند برنامه ریزی استراتژیک مهم است اینکه موسسین شرکت یا سازمان با چه مقصد یا ماموریتی آن را تاسیس کرده اند. برای این هدف کتاب، سه نوع سازمان قابل تشخیص است:

الف- سازمان با ماموریت به دنبال سود[7]: شامل شرکت هایی می شود که مقصد از تاسیس آن صرفا حصول منفعت یا به طور مشخص کسب سود است.

ب- سازمان با ماموریت نه فقط برای سود[8]:شامل موسساتی می شود که ضمن کسب سود به دنبال ارائه خدمت نیز هستند. مدارس غیر انتفاعی موجود در سطح کشور از این نوع هستند. موسسین نمی توانند رشد بقا داشته باشند اگر کیفیت خدمات خود را به بهای کسب سود پایین نگه دارند. بیمارستان های خصوصی نیز از این نوع هستند.

پ- سازمان های نه به دنبال سود[9]:به کلیه سازمان هایی اطلاق می شود که مقصد آنها صرفا ارائه خدمت به گروهی خاص یا عامه مردم است. انجمن های حمایت از محیط زیست و بعضی از سازمانهای دولتی جزو این دسته هستند.

فرایند مدیریت استراتژیک برای هر دسته از سازمان های فوق متفاوت است. آنچه مورد نظر این کتاب می باشد، سازمان های به دنبال سود است. اخیرا استفاده از مبانی نظری این حوزه در دو نوع دیگر سازمان ها نیز توسعه یافته است. به کارگیری فرآیند مدیریت استراتژیک رایج برای دیگر انواع سازمان ها نیاز به تغییرات اساسی در چارچوب و محتوای فرآیند دارد و این امرموضوع این بحث نیست.

[1]– Bozeman

[2]– Benn & Gaus

[3]– Levine et al

[4]– Reiney

[5]-Public

[6]-Private

[7] -Profit oriented

[8] -Not only for profit

[9] -Nonprofit

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.